چنار درخت مقدس

معرفی درخت چنار و نگهداری از آن

معرفی درخت چنار و نگه داری از آن

نام فارسی : چنار

نام انگلیسی : Sycamor - plane

نام فرانسه : Platane

 

درختی است پهن برگ و خزان کننده با رشدی عالی به طوریکه تمام یک فضای متوسط را می پوشاند و به ارتفاع تا 25 متر می رسد. برگ ها با پهنک دارای 5 تا 7 قطعه دندانه دار زیر برگ و روی رگبرگ ها کرک وجود دارد. میوه ها توپی شکل و پشمالو دارای دنباله 5 تا 8 سانتیمتر که در پاییز می رسند.

تنها ایراد این درخت ایجاد گرده است که در رگبرگ های جوان بیشتر بوده و در افراد حساس ایجاد آلرژی می کند ( و حتی افراد غیر حساس نیز در یک نهالستان چنار به سرفه می افتند) بنا بر این در مناطقی که چنین حساسیتی وجود دارد کاشت چنار بی فایده می باشد. و بهتر است بجای آن از صنوبرها استفاده شود. همچنین به علت داشتن ریشه های سطحی در محل کاشت آن باید دقت شود چون در مقابل بادها تند مقاومت کمی از خود نشان می دهد.

 

واریته ها

 

P.orientalis دارای بریدگی های عمیق و کرک در رو و زیر برگ است. درختی با شکوه بزرگ و پر شاخه و برگ و متراکم که تا ارتفاع 20 متر می رسد در اکثر نقاط ایران به ویژه در خیابان ها و معابر عمومی به عنوان درخت سایه افکن و زینتی کاشته شده است.

چنار دیگری به نام چنار لندنی وجود دارد که اصل آن از اروپا است اما متخصصین باغبانی هنوز نتوانسته اند تصمیم بگیرند آیا می توان آن را P.hispanica نامید یا P.aceiflia ارتفاع آن به 25 متر می رسد و دارای برگ های 5 لبه افرائی شکل و بذر با پوشش توپی شکل است. پوست این درخت صاف است و به صورت قطعات نا منظم از درخت جدا می شود، بطوریکه بعد از جدا شدن کامل پوست، تنه درخت دارای رنگ ابلقی می شود.

 

جا و خاک مناسب

 

در هر نوع خاک مرطوب به خوبی به عمل می آید و در PH قلیایی، در خاکهای لیمونی و مرطوب سازن دارد. (فقط با خاک خشک سازگاری ندارد). همچنین در آفتاب و سایه رشد و نمو می نماید.

 

هرس

 

معمولا نیاز نیست. ولی در صورت لزوم باید در ماه های آبان  تا بهمن انجام شود.

 

تکثیر

 

بهترین روش تکثیر استفاده از قلمه شاخه پاجوش دو سال یا یک ساقه قوی آنست که در دی و بهمن به طول 30 سانتیمتر (سه بند) تهیه و در زیر ماسه حداقل به مدت یک ماه می خوابانند و سپس در اسفند و فروردین در زمین می کارند.

با کاشت بذر نیز تکثیر می شوند اما معمولا مرسوم نیست چون رشد اولیه نهالچه های آن کم است. در صورت عمل کردن بذر را نباید گذاشت تا خشک شوند. بهترین حالت این است که اجازه دهیم بذرها زمستان را به طور کامل در کیسه توپی بذر بر روی درخت بگذرانند. آنها را بعدا در اواخر زمستان می توان انتخاب کرد و در اوایل بهار کاشت بذور را در خاک های سبک، تر و تازه دور تابش خورشید می کارند و گیاه جوان 3 تا 4 هفته پس از کاشت ظاهر می شوند. گیاه هان جوان حاوی 2 برگ کوچک نیمه بیضی شکل بوده که پس از گذشت دو سال از رویش بذر به تندی رشد می نمایند. باید در نظر داشت که پایه های به وجود آمده از بذر معمولا قوی تر از پایه های حاصل از قلمه می باشند. و توصیه می شود هر چند سال یکبار بجای تکثیر قلمه ای از طریق کاشت بذر اقدام به تولید چنار شود چون احتمال می رود اثرات خشک شدن چنار در تابستان و کم مقاوم شدن آن به شرایط آب و هوایی کنونی تهران در اثر ازدیاد هر ساله از طریق قلمه باشد که در طی سالیان دراز ادامه داشته باشد.

درخت زیبای صنوبر

معرفی درخت صنوبر 

معرفی درخت صنوبر و نگهداری از آن

                                     نام فارسی : صنوبر

                                     نام انگلیسی : Poplar

                                     نام فرانسه : Peuplier

 

 

یک نکته را در ابتدا در مورد صنوبر ها باید یادآور شد، ریشه آنها سطحی ولی قوی و گسترده است که می تواند به سیستم لوله کشی شهری یا سنگ فرش و آسفالت خیابان و همچنین جدول خیابان ها و حتی پی ساختمان ها صدمه وارد کند(به ویژه در مورد تبریزی).

شاخه ها به علت زاویه تندی که با تنه دارند معمولا ترد و شکننده هستند. اما از نظر رشدی درختان عالی هستند و تقریبا کمتر درختی وجود دارد که در عرض 15 سال به ارتفاع 25 متر برسند. صنوبر ها درختانی خزان کننده و پهن برگ و تک پایه هستند یعنی گلهای نر و ماده روی درختان مجزا به وجود می آیند. لذا به طور آزاد هیبرید شده و هیبرید های زیادی بین گونه های مختلف بطور طبیعی به وجود آمده است.

 

واریته ها

کبوده یا سپید دار (P.alba) یا white poplar درختی است ستون شکل و بلند که به آسانی با برگهای مسطح با رویه سبز و سطح زیرین کمرنگ تر که در اثر نسیم حرکت می کنند قابل شناسانی است. ارتفاع درخت از 18 تا 25 متر بوده و بسیار مقاوم است. و یک واریته هرمی شکل (Pyramidalis) نیز دارد.

صنوبر خاکستری (p.canescens) یک گونه دیگری است که زیاد کاشته می شود و تا 30 متر رشد می کند که از نظر برگ با P.alba فقط در اندازه تفاوت دارد اما شما می توانید صنوبر خاکستری را از طریق پوست زرد - خاکستری آن شناسایی نمائید.

دیگر صنوبر ها عبارتند از P.candicans   Aurora ( به ارتفاع 9 متر با لکه های سفید کرم بر روی برگ ها)

P.migra  Var Italica (شالک- تبریزی - صنوبر آسیایی - صنوبر لمباردی) یکی از بهترین درختان قد بلند ستونی شکل با برگ های لوزی شکل و زیبا که درازای برگ ها بیشتر از پهنا و دارای نوک یز و دراز بوده و در فصل پاییز به رنگ زرد پر رنگ در می آیند. معمولا در حاشه مزارع و باغ ها و پارک ها کاشته می شود.

اشنگ یا صنوبر لرزان (P.tremula) با برگ های نارون مانند مخصوص نواحی جنگلی است و برگ ها حتی در نسیم خیلی ملایم نیز تکان می خورند.

گونه دیگر این نوع در نقاط گرم به نام پده نامیده می شود (P.euphratica) و مخصوص نواحی گرم است.

 جا و خاک مناسب

ریشه عمیق و جانبی و سطحی دارند لذا در هر خاکی رویش دارند. در سایه و روشنایی رشد می کند فقط باد های خیلی شدید باعث شکسته شدن آن می شود.

هرس

 معمولا نیاز نیست فقط شاخه های مرده و یا ناخاسته را از تابستان ا آخر زمستان حذف نمائید و در بهار هرس را انجام ندهید.

تکثیر

 درختی است که تمام انواع آن به راحتی از طریق قلمه ریشه می دهند و تکثیر می شوند. قلمه به طول 20 ا 30 سانتیمتر با 3 تا 4 بند را در خاک معمولی در اسفند و فروردین می کارند بطوریکه نصف تا دو سوم آن در خاک فرو می رود. آبیاری اولیه با فواصل کم و از موقع ریشه دار شدن با فواصل بیشتر صورت می گیرد.

سر شاخه های تبریزی و سپیدار به راحتی در آب هم ریشه می دوانند و هنگامیکه سر شاخه ها کاملا ریشه دار شوند می توان آنها را در گلدان یا در محل اصلی کاشت.

اصولا تکثیر صنوبر ها از طریق بذر به میزان زیاد مشکل است. بهتر است بذرها بلافاصله به محض اینکه کپسول ها  شروع به باز شدن می کنند جمع و کاشته شوند زیرا قوه نامیه خود را به سرعت از دست خواهند داد.و نباید گذاشت که خشک شوند.هر چند اگر آنها درون ظرف و در دمای نزدیک صفر درجه سانتیگراد قرار دهند بذرهای بعضی از گونه ها می توانند برای مدت حدود 3 سال نگه داری شوند .هیچگونه وضعیت استراحت یا دوره خواب وجود ندارد و بذر ها به راحتی چند روز بعد از کاشت جوانه می زنند. نهالچه ها به میزان زیادی به قارچ عامل مرگ گیاهچه حساس هستند و همچنین نمی توانند حرارت و خشکی زیاد را تحمل کنند. تعدادی از صنوبر ها توسط ریز ازدیادی تکثیر می شوند. در این نوع تکثیر صنوبر از طریق نوک ساقه با موفقیت همراه بوده است.

آناناس

آناناس از کاشت تا برداشت:

 

 pineapple

باغ اناناس   pineapple  garden

گیاه شناسی آناناس :  pineapple

آناناس از خانواده Bromilacese،جنس Ananas وگونهComosus میباشد.

در حال حاضر کشت و کار آناناس در گلخانه های احداث شده در سطح کشور کم و بیش به چشم می خورد بطوریکه اخبار مربوط به کشت و کار آناناس از شبکه های مختلف تلویزیونی و رادیویی به سمع و نظر هموطنان گرامی می رسد. از آنجا که محصول آناناس جزء میوه های گرانقیمت محسوب می شود کشت و پرورش آن در گلخانه از ارزش اقتصادی خوبی برخوردار است مضافاً توجه به نکته نیز اهمیت دارد که کشت آناناس همرا با موز نیز به صورت مخلوط امکان پذیر است.

که مزایای انجام چنین کشتی بیش از معایبی چون کاهش اندک قندها و اسیدهای موجود در میوه و یا استحکام بافت میوه است.اناناس گیاهی چند ساله و تک لپه است که از آمریکای جنوبی و هاوایی به سایر نقاط دنیا برده شده. آناناس میوه ای است گرمسیری از خانواده برومیلیاسه(Bromeliacea) که تا کنون ۱۸۰۰ گونه از آن در ۴۶ جنس شناسایی شده است.

گیاهان این خانواده دارای صفات مشترکی می باشند از جمله این خصوصیات می توان به تشکیل برگ بر روی ساقه ای کوتاه و فشرده (حالت روزت) اشاره کرد که وسط آنها حفره ای به وجود می آید که ساقه گل دهنده از میان آنها ظاهر می شود گلها بسیار زیبا و جذابند و درخشندگی آنها در کنار جذابیت برگها خود نمایی می کند  همه آنها ریشه گوشتی دارند ولی مقدار زیادی از آب مورد نیاز خود را از طریق آب جمع شده در حفره وسط برگها جذب می کنند که اهمیت وجودی ریشه ها را کم رنگ می کند بطوریکه می توان تا ریشه دار شدن اندامهای گیاه در زمان تکثیر آب مورد نیاز گیاه را از طریق حفره میانی برگها تامین کرد.

این موضوع در نهالهای به وجود آمده از بذر نیز دیده می شود بطوریکه ریشه های اولیه عمر زیادی ندارند و از بین می روند و ریشه های ثانویه که قدرت انشعاب و نفوذ بهتری در خاک دارند جای آنها را می گیرند و رطوبت مورد نیاز از حفره میانی تامین می شود.

آناناس در مقابل خشکی و گرما نیز مقاومت خوبی دارد و سرمای ۰ تا ۵ درجه سانتیگراد را نیز تحمل می کند اما میوه آن در صورت مواجهه با دمای کمتر از ۱ درجه سانتیگراد سرمازده می شود و از نظر شکل تغییر می کند و ویتامین C و قند موجود در آن کاهش می یابد که سبب تغییر مزه در آن می گردد و اگر این سرما در زمستان تشکیل و ظهور گل باشد سبب کاهش کیفیت گل می شود. طول برگ اناناس معادل یک متر و عرض آنها ۶ تا ۷ سانتیمتر است.

قسمت فوقانی برگها قرمز ابلق و زیر آنها خاکستری نقره ای است در بعضی ارقام کناره و زیر برگ دندانه دار است حالت قرار گرفتن برگها مارپیچی است بطوریکه برگ اول و سوم بر روی یکدیگر قرار می گیرند(در کشور فیلیپین از فیبر موجود در برگ آناناس نوعی پارچه تهیه می کنند) حداکثر ارتفاع بوته یک متر که با گذشت زمان بوته پهن می شود و تا ۵/۱ متر مربع فضا را اشغال می کند که می تواند ناشی از تولید پاجوش باشد در حال حاضر مزارعی در دنیا وجود دارد که ۳۰ سال قدمت دارند اما بهترین و عاقلانه ترین راه احیاء، احداث مجدد باغ هر ۳ تا ۴ سال یکبار است میوه آناناس بر روی یک دمگل بلند و در انتهای ساقه گل دهنده ای به طول ۷ تا ۱۵ سانتیمتر تشکیل می شود.

تعداد گل بر حسب رقم ۱۰۰ تا ۲۰۰ عدد است که اجزاء آن مضربی از عدد ۳ شامل ۳ کاسبرگ که حفره ای به وجود می آورند که در قسمت بالایی به رنگ آبی و بنفش و در پایین سفید رنگ است که بسیار جذابند ۶ پرچم با تخمدانی تحتانی و ۳ برچه ای که هر برچه ۱۴ تا ۲۰ تخمک دارد که در دو ردیف قرار دارند کلاله از نوع ۳ قسمتی است باز شدن گلها از زمان ظهور گل ۱۰ تا ۲۰ روز طول می کشد و میوه از کلیه قسمتهای تخمدان، گل ونهنج به وجود می آید. دو خصوصیت در آناناس باید مد نظر قرار گیرند اول اینکه ظهور گل را می توان با اضافه کردن پودر سفید رنگ اتفون به غلظت PPM1000 در آب و پر کردن حفره وسط برگها جلو انداخت و سبب گل انگیزی در آناناس شده زیرا اتفون سبب آزاد شدن اتیلن و تحریک گل دهی و رشد و نمو سلولهای گیاهی است.

گل معمولاً بعد از ۱۵ ماه از زمان کاشت ظاهر می شود که دو جنسی است اما میوه بدون دخالت گل نر تشکیل می شود در ارقام دارای بذر (N2) گرده فعال است که بدلیل خود ناسازگاری عمل اخته کردن گل و گرده افشانی توسط دست از سایر ارقام سازگار انجام می شود بهترین زمان این کار صبح زود در زمان باز شدن گلها است و این کار برای تهیه بذر و بررسی صفات بوجود آمده از توارث انجام می شود.

(نکته قابل توجه اینکه عمل گرده افشانی بر روی میوه هایی که عموماً در بازار دیده می شود ارقام دارای بذر    N2در طبیعت توسط پرندگان انجام می شود)

یک میوه مجتمع هستند که از بوته های بوجود آمده از طریق تکثیر غیر جنسی(از طریق ریشه دار کردن اجزاء مختلف اندام گیاه)تولید شده اند و میوه هایی تا ۵/۲ کیلوگرم نیز تولید می کنند اولین محصول بوته آناناس در سال دوم تشکیل می شود که بهترین محصول به شمار می رود. سال بعد شاخه ۲ تا شده و دو آناناس کوچکتر به وجود می آورد و در سال سوم میوه دهی ۴ میوه کوچکتر تولید می کند که به ترتیب کیفیت میوه در هر سال پایین تر می آید گلهای بوجود آمده در زمستان میوه خود را در تابستان می توانند عرضه کنند.

آناناس گیاهی علفی ،تک لپه ودائمی بوده وبومی مناطق گرمسیری آمریکای جنوبی میباشد.آناناس در بین گیاهان گرمسیری پس از موز وانبه مهمترین میوه بوده وبز گترین تولید کنند گان آن تایلندففیلیپین وبرزیل میباشند.

آناناس مثل موز یک گیاه منو کارپ است( یعنی بوته ان یک بار گل ومیوه میدهد وپس از آن از بین میرود ومیوه در سالهای قبل روی شاخه های فرعی بوجود می آید.

میوه اناناس در سال دوم بعد از برداشت تولیید میشود که اصطلاحآ به آن محصول اصلی میگویند.محصول دوم  وسوم راتون نام دارد.

بزرگترین میوه ها وبیشترین محصول مربوط به محصول اول است ومحصول اول روی شاخه های اصلی بوجود می آید.

طول کاشت تا برداشت اولین محصول اناناس بسته به شرایط مختلف بین۱۵ تا۲۲ ماه طول میکشد.

آب وهوای مورد نیاز آناناس :

آناناس مخصوص مناطق گرمسیری بوده وبه آب وهوای سرد حساس است.دمای کمتر از c 7 به ان آسیب میزند.متوسط دمای سالانه مورد نیاز  c 16.2_27.4  است وبهترین دما برای رشد گوشت آن ۲۰_۳۰ cاست .درفصل سرد اندازه میوه ها کاهش ،گوشت میوه کاهش ونسبت اسید به قند افزایش می یابد.

خاکهای مناسب برای پرورش آناناس لومی شنی بازهکش مناسب میباشند.خشکی را به مدت طولانی تحمل کرده وph مناسب برای آن ۴٫۵تا ۶٫۵ است.

 ازدیاد آناناس

آناناس به روش جنسی (بذر)تکثیر نمیشود واز بذر فقط در برنامه های اصلاحی استفاده خواهند کرد.بذر ان دارای پوسته سخت بوده وخواب ندارد وقوه نامیه ان هم کم است.

بنابر این ازدیاد آناناس به روش های  غیر جنسی وقطعات تکثیری مختلف صورت میگیرد.

انواع قطعات تکثیری مختلف در آناناس عبارتند از :

۱:پاجوش ها( Sucker):

این اندام ها روی ریشه شکیل میشوند وتعداد انها در هر بوته آناناس خیلی کم است واز صفر تا یک عدد میباشد.به همین خاطر ،روش مطمئنی برای تکثیر آناناس نمی باشد.پاجوشها سریعتر از همه قطعات تکثیری رشد رویشی خود را طی  میکنند وپس از ۱۲ الی ۱۴ ماه میوه میدهند.

۲:شاخه های فرعی (جست)(Shoots):

این شاخه ها روی ساقه اصلی تشکیل شده وتعداد انها بین صفر تا۳ عدد می باشد.اگر به شاخه های فرحی اجازه رشد کافی داده شود تبدیل به محصول راتون میشوند،ولی میتوان آنها را از گیاه اصلی جدا کرده جداگانه کاشت .شاخه های فرعی ۱۸ تا ۲۰ ماه بعد از کاشت گل میدهند.

۳_ اسلیپ(Slip):

این اندام ها در انتهای شاخه اصلی وروی دم گل آذین بوجود می آیند.تعداد آنها در هر گیاه۵ تا ۱۰ عدد میباشد.زمانی که وزن هر کدام از آنها به ۳۰۰ تا ۵۰۰ گرم رسید، آنها را جدا کرده به عنوان گیاه تکثیری می کاریم.اسلیپ ها  ۱۶ تا ۱۸ ماه پی از کاشت گل می دهند.

 ۴_ هاپس(Hapas):

این اندام از زیر میوه واز نزدیکی اسلیپ خار ج میشوند و۱۸ الی ۲۰ ماه پس از جداسازی از گیاه مادری وکاشت گل میدهند.

 ۵:تاج(Crown):

به برگهای فشرده بالای میوه اج می گویند که حاوی جوانه بوده ومیتوان از انها به عنوان اندام تکثیری استفاده کرد.گیاهان حاصله از تاج یکنواخت بوده ومی توان تاج ها را از میوه جدا کرد وکشت نمود.تاجها دیرتر از سایر قطعات تکثیری میوه میدهند وپس از ۲ الی ۲۲ ماه میوه می دهند.

 

 

از بین اندام های گفته شده اسلیپ ها ،شاخه های فرعی وتاج برای تکثیر مناسب تر هستند.علاوه براینها می توان ساقه اصلی گیاه را نیز مانند دیفن باخیا قطعه قطعه کرد وهر قطعه را جداگانه کاشت.

همچنین در آناناس درحد فاصل ریشه وساقه قسمتی به نام بووت یا استومپ وجود دارد که میتوان ریشه ادار کرد وکاشت.

 عادت گلدهی در آناناس:

گلهای آناناس عمومآ در زمستان القا شده ومیوه ها در تابستان می رسند.گلدهی آناناس توسط: شب های با دمای ۱۵c،خشکی،دود دادن،کاربرد کلسیم،اتیلن ومواد تولید کننده آن(اتفن واستیلن)،NAA،BOH،تحریک می شود.گلهای آناناس به صورت انتهای بوده وگل آذین حاوی ۱۰۰ تا ۲۰۰ گلچه می باشد.مرحله خروج گلآذین در آناناس را قلب قرمز می نامند،که علت ان وجود ۵تا۷ براکته قرمز رنگ است.

 میوه دهی در آناناس  :

 pineapple

اناناس pineapple

میوه آناناس از نوع سینکارپ بوده وهر میوه از تعداد زیادی گل که روی یک نهنج برجسته گوشتی قرار دارند ،تشکیل شده است.بخش خوراکی میوه از تخمدان ها،پایین کاسبرگها وبراکته ها تشکیل شده است.پوست میوه آناناس ترکیبی از کاسبرگهاو بافت براکته ها وقسمت های انتهای تخمدان بوده که حالت واکسی دارد.

 

 

میوه اناناس فاقد بذر بوده ومعمولا به صورت پارتنوکارپ اختیاری می باشد.اگر گرده افشانی صورت گیرد درون میوه بزر تشکیل میشود که کیفیت میوه ها کاهش میابد.

در آناناس ۳ ماه پس از گلدهی میوه قابل برداشت خواهد بود.میوه آناناس نافرازگرا بوده بنابر این تغیر رنگ واندازه میوه نمی تواند زمان دقیقی برای برداشت راتعیین کند ومعمولا برای تازهع خوری محصول را زمانی برداشت میکنند که چشم های میوه سبز کم رنگ درخشان باشند ومحصول زمستانه زمانی برداشت می شود که پایین میوه زرد شده باشد.

همچنین میزان TSSمیوه درهنگام برداشت در بالای میوه باید ۱۰ ودر پایین میوه ۱۲ باشد.

بعد از برداش باید میوه ها را در دمای ۷تا ۸ درجه سانتی گراد ورطوبت نسبی ۸۰ تا ۹۰ درصد نگه داری کرد.

 

برداشتی از نوشته خانم زهرا شاکری

پیشینه باخرز

پیشینه تاریخی

از تاریخ پیش از اسلام باخرز آگاهی چندانی نداریم . برخی از جغرافیانویسان مسلمان نام آن را «کواخرز» ضبط کرده‌اند (اصطخری ، ۱۹۶۷، ص ۲۵۶، ۲۸۳؛ ابن حوقل ، ص ۴۳۳، ۴۵۵). به نوشتة یاقوت حموی ، باخرز در زبان پهلوی «بادهرزه » بوده است (ج ۱، ص ۴۵۸). در یورش تازیان به ایران در دورة خلافت عثمان (۲۳ـ۳۵) ابن عامر، یزید جُرشی (پدرسالم بن یزید) را به رستاق زام ] جام * [ از توابع نیشابور فرستاد و او آن بلد را به عَنْوه بگشود و باخرز را که رستاقی از نیشابور بود، فتح کرد (بلاذری ، ص ۳۹۰). در ۱۸۰، هنگامی که علی بن عیسی بن ماهان در خراسان حکومت می کرد، میان او و حمزة بن آذرک * در باخرز جنگی درگرفت که به شکست لشکریان حمزه انجامید (ابن اثیر، ج ۵، ص ۱۰۲). ظاهراً شهر در کنار مالین * یا مالان ] شهرساسانی ـ اسلامی [ احداث شده است (لسترنج ، ص ۳۸۲). در ۱۲۹۹، درنزدیک شهرنو، آبادی دیگری به نام شهر کهنه قرار داشت (منشی ، ص ۱۱۳) که احتمالاً همان شهر مالین است چون در آن منطقه جز مالین شهر قدیمی دیگری وجود نداشته است . به نوشتة مک گرگر در دورة ناصرالدین شاه ، شهرنو دارای برج و بارو بود و هزارخانه داشت ولی تنها صدخانة مسکونی بود و اطراف آن را باغها و کشتزارهای بسیار فراگرفته بود (ج ۱، ص ۲۲۵). ییت می نویسد که ، شهرنو به دست محمدخان بیگلر بیگی ، از خوانین ایل هزاره که ، احداث شده و آب آن از قنات تأمین می شود .

در قرن سوم ابن خرداذبه باخرز را از شهرهای نیشابور شمرده است (ص ۲۴). اصطخری و ابن حوقل ، مالن (یامالان ) باخرز (کواخرز) را در مقابل مالن هرات نوشته‌اند (ابن حوقل ، ص ۴۳۳؛ اصطخری ، ص ۲۵۶). در قرن سوم ، یعقوبی هم باخرز را از کوره های نیشابور ضبط کرده است (ص ۲۷۸). در قرن چهارم ، مقدسی می نویسد: «باخرز شهر حُبوب و مویز است و از آن پوشاک ] پارچه دوخته [ صادر می شود و مرکز آن مالن است که آباد می باشد (ص ۳۱۹). در سده های پنجم و ششم به گفته : اصطخری ، بوزگان ] یابوزجهان یا پوچکان مطابق با شهرکنونی تربت جام [ و مالن ] باخرز [ و چند ناحیة دیگر از محدودة گستردة نشابور (نیشابور) شمرده می شد و بوزگان تا مالن یک مرحله فاصله داشت (۱۳۴۰ ش ، ص ۲۰۵، ۲۲۳). در ۵۸۳، خوارزمشاه جام و باخرز و زیرپل را به سلطان شاه پسر ایل ارسلان واگذار کرد (جوینی ، ج ۲، ص ۲۵ـ۲۶). در ۶۴۵، منکوقآن ، ملک شمس الدین (از سلسله آل کرت * ) را به حکومت همة ولایات خراسان و هرات ] از جمله باخرز [ و نیمروز رساند (رشیدالدین فضل الله ، ج ۳، ص ۱۰۳؛ وصاف حضرة ، ص ۴۷؛ خوافی ، ج ۲، ص ۳۱۶).

در اوایل قرن هفتم ، به نوشتة یاقوت حموی ، باخرز ۱۶۸ قریه داشت و مرکز آن قصبة مالین بود (ج ۱، ص ۴۵۸). او به قریة جوذقان ، از توابع آن ، اشاره می کند و از رجال آنجا احمدبن اسماعیل بن جوذقانی باخرزی (متولد ۴۸۳) را نام می برد (همان ، ج ۲، ص ۱۴۵). امروزه جوزقان در حدود سی کیلومتری شمال غربی شهر تایباد واقع است .

از مطالب تاریخی چنین برمی آید که محدودة باخرز در قدیم وسیعتر بوده و کمابیش با شهرستان امروزی تایباد مطابقت داشته است .

در ۶۶۸، در جنگ بین مغولها، آباقاخان (یا پسر ارشدش ارغون ) از مرغزار رادکان وارد باخرز شد و به براق ، سردار شورشی مغولها، پیشنهاد صلح کرد و چون براق پیشنهاد او را نپذیرفت میان آن دو جنگ درگرفت (رشیدالدین فضل الله ، ج ۳، ص ۱۲۰ـ۱۲۱؛ بناکتی ، ص ۴۲۹). در ۷۰۶، در زمان اولجایتو سردار او بوجای با ۰۰۰ ، ۳۰ مرد، که براعیان خواف و باخرز و حکام مرو و سرخس مشتمل بود، به جنگِ جمال الدین محمد سام حکمران هرات رفت و مدتی شهر را محاصره کرد (اسفزاری ، ج ۲، ص ۷۳، ۸۱؛ میرخواند، ج ۵، ص ۴۵۷). در ۷۴۰، حمدالله مستوفی دربارة باخرز چنین نوشته است : «باخرز ولایتی است از اقلیم چهارم و ولایتی بسیار دارد و معتبر است و از مجموع مواضع ، باغات انگور و میوه فراوان باشد، بتخصیص قصبة مالان ] مالین [ که جای عظیم و پرنزهت است و خربزه بلند از جمیع خراسان مشهوراست » (ص ۱۵۳). در ۸۱۷، به نوشتة حافظ ابرو، ولایت باخرز تابع هرات بود (ص بیست و پنج ، بیست و هشت ). در ۸۶۱، هنگامی که سلطان سعید ] محمدبن میرانشاه [ از دارالسلطنه هرات به جانب بلخ عزیمت کرد، ] شاهزاده [ میرزا ابراهیم در ولایت باخرز و خواف به سر می برد (روملو، ج ۱۱، ص ۳۶۹ـ۳۷۱؛ میرخواند، ج ۶، ص ۸۱۵ـ۸۱۶) در ۸۷۴، باخرز مانند خواف و ترشیز و زاوه غارت شد (اسفزاری ، ج ۲، ص ۳۳۴، ۳۴۵). در ۸۸۴، میرزا ابابکر ولد سلطان ابوسعید در جنگ با سلطان حسین میرزا رهسپار خواف و باخرز شد (روملو، ج ۱۱، ص ۵۸۷،۵۸۹). در ۸۹۵، به نوشتة اسفزاری ، ترکمانان بر باخرز و قهستان ترشیز و خواف مستولی بودند (ج ۲، ص ۳۵۰، ۳۵۴). در ۹۱۳، شیبک خان ازبک ، «راهی بی » را بر باخرز حاکم کرد (روملو، ج ۱۲، ص ۱۳۳). در ۹۴۳ که شاه طهماسب اول برا جلوگیری از حملة ازبکان به سوی خراسان حرکت کرد باخرز در تصرف عبیدخان ازبک ، بود (همان ، ج ۱۲، ص ۳۵۷ـ۳۵۸). در اوایل دورة سلطنت سلطان محمد خدابنده (حک :۹۸۵ـ۹۹۶)، ولایت خواف و باخرز به مرشد قلی خان تکلو واگذار شد. درهمین زمان جلال خان ، فرزند دین محمدخان ازبک ، ۰۰۰ ، ۶۷ کس به مرو و نسا و ابیورد و مشهد مقدس حمله و آنجا را غارت کرد (اسکندرمنشی ، ج ۱، ص ۲۲۸ـ۲۲۹؛ حسینی استرآبادی ، ص ۱۰۴ـ۱۰۵). در ۹۹۸، درسال سوم جلوس شاه عباس اول ، اوزبکیه پس از قتل‌عام مردم مشهد، ولایت بسطام و جام وخاف ] = خواف [ و غوریان ] و باخرز [ را متصرف شدند و آهنگ عراق کردند (حسینی استرآبادی ، ص ۱۴۵ـ۱۴۶). در ۱۰۲۴ و ۱۰۲۵، قرانغمه خان از سرداران ازبک با گروهی از طایفة آلمانچی به خراسان حمله کرد و ولایت جام و خواف و باخرز را غارت و غنایم فراوانی به دست آورد (اسکندرمنشی ، ج ۲، ص ۸۹۳). در ۱۰۴۰، ازبکان به خراسان تاختند و قلعة غوریان را محاصره کردند؛ چون نتیجه ای نگرفتند به جام و خواف و باخرز یورش بردند ولی نتوانستند کاری از پیش ببرند (خواجگی اصفهانی ، ص ۱۱۷، ۱۲۲ـ۱۲۳). در ۱۱۲۸، پس از اینکه میان حاکم ایرانی هرات ـ جعفرخان ـ و افغانان جنگی درگرفت وی از ایشان شکست خورد. عبدالله خان ، از ابدالیهای افغان ، پس از این پیروزی دراندک زمانی ، توابع هرات از جمله باخرز راتصرف کردند (مرعشی صفوی ، ص ۱۹ـ۲۱). در ۱۱۶۳، قشون قزلباش از راه باخرز و خواف ، که به دست افغانان افتاده بود، عازم هرات شدند (گلستانه ، ص ۴۱۰). در ۱۲۳۱، در دورة فتحعلیشاه قاجار، هنگام شورش خانهای خراسان ، که در رأس آنان محمدخان قرایی قرارداشت ، مددخان افغان نایب هرات برای مدتی غوریان و جام و باخرز را به فرمان خود درآورد (سپهر، ج ۱، ص ۲۷۳ـ۲۷۸). در ۱۲۳۵، شجاع السلطنه قصد سفر هرات کرد. در این سفر ولایت باخرز و شهرنو را از دست بنیاد خان هزاره ای درآورد و آنجا را به امیر قلچ خان تیموری سپرد (رضاقلی هدایت ، ج ۹، ص ۵۷۹ـ۵۸۰؛ سپهر، ج ۱، ص ۳۱۳ـ۳۱۴). در ۱۲۳۶، حسنعلی میرزا (شجاع السلطنه ) ابراهیم خان هزاره را به حکومت شهرنو و باخرز تعیین کرد (سپهر، ج ۱، ص ۳۱۸، ۳۲۰). در ۱۲۴۸، حکومت جام و باخرز را به ابراهیم خان حاکم سابق هزاره واگذار شد (اعتمادالسلطنه ، ج ۳، ص ۱۵۲ـ۱۵۳). در ۱۲۵۳ و ۱۲۵۴، محمدشاه با سپاهی بزرگ به قصد تسخیر هرات رهسپار باخرز و جام شد گرچه پس از یک سال محاصره از تصرف آنجا صرفنظر کرد (سپهر، ج ۲، ص ۲۵۸، ۲۶۶ـ۲۷۰؛ صدیق الممالک ، ص ۶۹، ۷۲ـ۷۳؛ مهدیقلی هدایت ، ص ۶۴). در ۱۲۶۲ ش ، محمدشاه قاجار پس از محاصرة هرات حدود ۰۰۰ ، ۸ خانوار از طوایف تیموری راکه از تاتارهای بودند با رئیس آنها، قلیچ خان ، به خراسان منتقل کرد و قلیچ خان بعدها، که قدرتی به دست آورده بود، به عنوان امیر، سرپرستی نواحی جام و باخرز و هرات و زورآباد را عهده دار شد (ییت ، ص ۳۸ـ۳۹). در ۱۲۷۲، شاهزاده محمد یوسف ابدالی ۷۰۰ خانوار باخرزی را، که شیرمحمدخان هزاره از باخرز به بادغیس برده و یارمحمدخان حاکم هرات آنان را به هرات آورده بود، به باخرز بازگرداند (رضاقلی هدایت ، ج ۱۰، ص ۶۶۵،۶۶۷ـ۶۶۸؛ اعتمادالسلطنه ، ج ۳، ص ۲۴۴).

باخرزیها که هزاره ها هم با آنان بودند «وقتی که مراجعت کردند، هرکس به خط مستقیم به سرخانه و مسکن خود بازگشت ، مثل کسی که به سفری رفته و بعد به خانة خود معاودت نموده باشد» ( مجموعه اسناد و مدارک فرخ خان امین الدوله ، ج ۲، ص ۲۸۱). در اواسط قرن سیزدهم ، به نوشتة زین العابدین شیروانی . باخرز از ولایت خراسان شمرده می شد و در اقلیم چهارم قرار داشت و پنجاه پاره دهِ آباد داشت و مردم آن اکثراً حنفی مذهب بودند و محمدخان هزاره ای شهرمیانه ای در آن ساخته بود که شهرنو (یا نوشهر) خوانده می شد و جمعاً هزارخانه داشت و نزدیک ده هزار تن از هزاره ایها در آنجا زندگی می کردند (۱۳۱۵، ص ۱۲۹؛ همو، ۱۳۶۱ ش ، ص ۱۵۰). در ۱۲۹۴، یوسف خان پس از او پسرش ، اسماعیل خان ، به حکومت باخرز گماشته شدند. دردورة ناصرالدین شاه ، اسماعیل خان ، با لقب امیرتومانی و عنوان شجاع الملک ، حاکم باخرز شد (ییت ، ص ۱۲۱). باخرز در طی بیست سال ، دوبار شاهد شورش هزاره ایها بود. نخستین بار در ۱۳۰۰ ش ، که با کلنل محمدتقی خان پسیان به جنگ پرداختند. در این هنگام محمدرضا شجاع الملک حاکم باخرز سرپرستی هزاره ایها را به عهده داشت و والی قاینات و دیگر خوانین خراسان نیز از او حمایت می کردند. باردوم ، پس از شهریور ۱۳۲۰ (سقوط رضا شاه ) که در شورش عشایر خراسان شرکت کردند. در این جنگ ، دهکده احدآباد و قلعه کلات را مرکز خود قرار دادند بسهولت شهرهای تربت جام ، تایباد (طیبات )، فریمان و تربت حیدریه را متصرف شدند. شورشیان پس از شکست از قوای دولتی در رباط سنگ بست و کشته شدن صولت السلطنه خان این هزاره (رجوع کنید به صولت السلطنه * ، هزاره )، متفرق و تسلیم شدند. پس از این جنگ ، طایفة هزاره ایها بتدریج درمعرض فروپاشی قرار گرفت و ساختار ایلی خود را از دست داد. (بیات ، ص ۲۳ـ۸۴؛ میرنیا، ص ۱۰۶؛ رزم آرا، ج ۹، ص ۲۴۸؛ بهار، ج ۱، ص ۱۴۹، ۱۵۳ـ۱۵۴).

چمن  های گرمسیری

(پوششی رونده )Frankenia_Thymifoli

 

فروش روز گیاه- فروش روز گیاه پوششی فرانکینیا

فرانکینیا، با نام علمی Frankenia spp، که بیش از 80 گونه ی آن در نواحی معتدل و نیمه گرمسیری موجود است، گیاهی چند ساله و همیشه سبز بوده و در مناطق سرد در فصل زمستان رنگ برگ ها به رنگ نارنجی تغییر کرده و خزان می کنند.
شرح این گیاه

چمنی که جایگزین خوبی  برای چمن‌های هلندی می‌باشد.

مزیّت این نوع چمن در کمی مصرف  آب می‌باشد. فرانکی‌نیا خیلی کم‌آب بوده در نتیجه این چمن مخصوص جاهایی گرمسیر که کم‌آبی مشکل اساسی بوده و به همین علت از کاشت چمن هلندی امتناع می‌کنند.این چمن از چمن هلندی زیباتر  است. رنگ این چمن سبز و در پاییز و زمستان به دو رنگ قرمز و سبز کمرنگ تبدیل می‌گردد.

فرانکینیا :همیشه سبز دارای برگهایی بسیار کوچک و سه گوش است که در طول ساقه های کرک دار آن وجود دارد. گل بصورت مجتمع وبسیار کوچک بهرنگ قرمز یا صورتی میباشد.فرانکینیا در هوای گرم آفتابی برنگ سبز تیر،درسایه برنگ سبز روشن،در هوای سرد برنگ قرمز قهوای در میاید وبه کم آبی وشوری خاک مقاوم هست ودارای روندگی بسیار خوبی دارد گیاه فرانکینیا دربرگهای آن سبزبوده ودرزمستان بدلیل سردی هوا برگها به رنگ قهوای متمال به زرد میگرددودر فصل بهاربعد دوباره سبزمیشودومیشه بجای چمن استفاده نمودولی قدرت پاخوری نداردوبصورت گسترده روی زمین پهن شده وسطح زمین را میپوشاندوبسیارمناسب برای خاکهای شوروخشک وکم آب میباشدومیزان پهنای فرانکینیا به حدود 45سانتمترمیرسد

کاشت آسان آن یکی دیگر از مزاییای این نوع چمن می‌باشد.

روش های تکثیر :از طریق تقسیم بوته وبذر
این چمن‌ها به‌صورت گلدانی بوده، داخل پلاستیک‌های کوچک کاشت می‌شود. تقریباً مثل نشاء بوده، ولی در داخل گلدان کوچک پلاستیکی.

زمین مورد نظر را صاف کرده از خاک مناسب که در قسمت‌های پایین شرح داده شده است برای کاشت این چمن استفاده نمود.

نوع خاک :خاک باغچه وخاک ماسه ای ورسی

روش کار خیلی آسان بوده ابتدا چاله‌های کوچک به اندازه نشاء چمن حفر نموده سپس نشاء را از پلاستیک بیرون آورده داخل چاله گذاشته و باخاک اطراف چاله نشاء را می‌کاریم. هر نشاءباید به فاصله  ده  سانتیمتری هم‌دیگر کاشته شود. در هنگام کاشت مواظب باشید گل چمن از خاک باغچه بیرون نزند چون پس از آب‌دهی گل چمن بیرون می‌زند و به منظره زشت تبدیل می‌گردد.

در ضمن کود خیلی کم پس از کاشت بر روی آن چمن‌ها می‌ریزیم و بعد آب می‌دهیم. آب هم باید بارانی روی چمن های کاشته داد که خاک شسته نشود. وقتی که این چمن را کاشتید هر روز باید به صورت بارانی آب دهید تا زود رشد نماید. اگر پس از رشد چمن چند روز هم یادتان رفت آب دهید این چمن از بین نمی‌رود مثل چمن هلندی که هر روز آب می‌خواهد و به کم‌آبی حساس  است.

این چمن اگر هر روز آب بخورد سرسبز و شاد دیده می‌شود و اگر هر دو یا سه روز آب داده شود کمی رنگ چمن برمی‌گردد.

فصل کاشت این چمن بهار بوده و در و در فصل‌های دیگر سال هم می‌شود کاشت ولی رشد این چمن خیلی کم می‌شود.

کوددهی در فصل اسفند ماه به مقدار کم کود حیوانی روی این چمن می‌ریزیم. احتاج به کوتاه‌کردن این چمن نیست مزیت دیگر این چمن همین است. از این چمن در باغچه‌های خانه‌هایتان می‌توانید استفاده نمایید؛ چون مشکل آب دیگر ندارید.

ریشه این گیاه قوی بوده و از اینکه بترسید پس از کاشت چمن شما رد کند، محال بوده است.

این چمن به علت کم‌آبی مرغوب صرفه بوده است. 

دما ، آبیاری و نور :مکانهای آفتابی - دما بین 20- تا 40 ، آبیاری متوسط - فاصله بین دو آبیاری سطح خاک خشک شود.
موارد استفاده :کاشت بعنوان گیاه پوششی در بین سنگ فرشها و باغهای صخره ای ولابلای سنگ ها کاشته،وبجای چمن در مناطق گرم پوشش خوبی هست